خنديديم، گريه كرديم، كلي خاطرات خوب و بد مرور كرديم....كلي درد و دل كرديم و حتي جك تعريف كرديم و مشاعره كرديم....
آخ ك فقط از ته دلم خواستم بياد پيشم....يعني اگ ميتونستم فقط يه آرزو داشته باشم و بعدش بميرم....
ميخواستم دوس جون يه ماه برگرده پيشم....مثه قديما با هم قراراي جالب انگيز بذاريم....كلي عكس دوتايي بگيريم و بگيم و بخنديم....بعدش با لب خندون ميمردم....
بهش گفتم باورت ميشه اينقد صحنه ي دست تو دست بودنش با يكي ديگ رو تو خواب و بيداري ديدم ك اگ يه بار واقعا با كسي ببينمش هيچ اتفاقي واسم نميوفته....گفتم وقتي روزي هزار بار بميري چيزي واسه از دست دادن نميمونه....بالاتر از سياهي ك رنگي نيست
بهش گفتم ميخوام با يكي برم سركارش...ك اونم ببينه صحنه اي ك من هر دقيقه ميبينمش....ولي خودم زود پشيمون ميشم....اون ميدونست عاقبت رفتنش چي ميشه و رفت....پس اين نمايش مسخره هيج بيننده اي نخواهد داشت
زندگی جدید شازده خانوم...ما را در سایت زندگی جدید شازده خانوم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16