زندگی جدید شازده خانوم

متن مرتبط با «26 5 inches in cm» در سایت زندگی جدید شازده خانوم نوشته شده است

85.

  • نیلوبلاگ

    برنامه چيدم بريم يكي از دوستان ك تولدش نزديكه رو سوپرايز كنيم و موفق شديم و كلي خوشحال بودمxa0 ك يهو اسمش رو اوردن....بدون هيچ توضيح و مقدمه اي گفتم تموم شد....همه فكاشون رو زمين بود....واي چراااا ما فك...

    ادامه مطلب
  • 55.

  • نیلوبلاگ

    بچه ك بودم قبل از مدرسه همه چي رو بهم ياد داده بودند يعني خوندن و نوشتن و جمع و تفريق و جدول ضرب رو كامل بلد بودمهميشه بيشتر از چيزي ك معلم ازمون ميخواست ميخوندم و مينوشتم تا كاراي مدرسه رو انجام نميدادم آروم و قرار نداشتم حالا اين بچه ها رو درك نميكنم....نشستن منتظرن يكي بياد لقمه بذاره دهنشون پسرك ٤ام امتحان داره....يه پيش خواني ساده رو انجام نداده!! ميخواستم كلشو بكنم هرجلسه ميرم بهش ميگم عزيزم...

    ادامه مطلب
  • 56.

  • نیلوبلاگ

    تا همين الان داشتم يه فيلم تركي ميديدم....اسمش "همه چيز از عشقه"... يه تيكش رو تو تي وي ديده بودم و خوشم اومد و دانلوديدم... فكر ميكردم در روزهاي شكست عشقي ب دردم ميخوره....مثلا اينك چگونه با يكي ديگ بريزي رو هم و اون قبلي رو بسوزوني....يا مثلا اينقد شكلات بخوري و گريه كني ك بميري....يا با دوستات بري خونه همون شخص اول رو ب گند بكشي دلت خنك شه.....به دردم نخورد....جمله هاي جالب انگيز زيادي داشت داخ...

    ادامه مطلب
  • 57.

  • نیلوبلاگ

    بعد از اون خواستگاري كذايي و حرفاي بعدش تو كافي شاپ ديگ دلم نميخواست ببينمش.... يه جورايي از سر وظيفه ميديدمش و همش معذب بودم از اينك پيشش باشم...حس ميكردم يه غريبس واسم...هر بار ميرفتيم بيرون اصرار داشتم ك بايد زود برگردم خونه....حتي شب تولدش ك از قبل كلي ذوق و برنامه داشتم واسش و كسي هم خونه نبود...فقط ميخواستم برگردم خونه....بهش نگفتم كسي خونه نيست ك زود برگردم يا خيلي وقتاي ديگ ك نميخواستم تو ...

    ادامه مطلب
  • 58.

  • نیلوبلاگ

    هركاري دلت ميخواد بكن!!! كي دوست داره همچين چيزي بشنوه؟؟؟xa0مثلا وقتي عصباني هستي يكي ب جاي اينك بغلت كنه و آرومت كنه اينو بگه وقتي داري يه رابطه رو تموم ميكني و اينو ميشنوي وقتي چمدونت رو بستي و داري ميري و اينو ميشنوي فقط ب يه چيز ميرسي چرا قبلا هركاري دوست داشتم نكردم؟؟ اگ قراره تهش اينو بشنوم خوب از اول ميرفتم و هركاري دلم ميخواست ميكردم!! ...

    ادامه مطلب
  • 59.

  • نیلوبلاگ

    امروز از بلاك دراوردمشون...خودش، خواهرش و ننش نه چون بخشيدمشنه چون دلم ازشون صاف شده واسه اينك بايد برن، نباشن، گم بشن نميخواستم تو ليستم داشته باشمشون....نميخواستم هي لست سين چك كنم ببينم كجان يا عكس پروفايلشون چيه....ميخوام فقط نباشن بدترين اتفاق اينك با دوستات ميري بيرون همش حرف اون باشه تنها ميري بيرون همش خاطره هاي اون باشه برميگردي خونه اون پي ام ميده....در حد فحش....بيا ببينمت!!! واقعا؟؟؟؟ ديگ چي سرورم؟؟؟ نميدونم كي قراره تموم بشه اين دوران ...

    ادامه مطلب
  • 26.

  • نیلوبلاگ

    غلط کردم من نمیتونمممممم گفتم برو گفت نمیتونم گفتم نمیخوام تو زندگیم باشی گفت نمیتونم گفت نباشی میمیرم گفتم نترس نمیمیری حالا دلم میخواد بگم غلط کردم منم نمیتونمممم واسه اولین بار بعد دو سال باهام قهره بهم نگفت میره سرکار نگفت ک رسیده بهم زنگ نزده نگفته تو دفترم نگفته دارم میرم کش نگفت شام خوردی؟! میخوام برم شام بخورم رفتن رو قبول کرده رفت به همین راحتی مامان میگه خوبی؟! چرا صورتت ورم کرده؟! میگم زیادی خوابیدم هیچ کس رو ندارم باهاش حرف بزنم کسی نیس برم تو بغلش گریه کنم بگم تموم شد دیدی تموم شد 2...

    ادامه مطلب
  • 25.

  • نیلوبلاگ

    یه روزی میاد ک دیگ دلت برام نریزه ک یادت نیاد تولد من کدوم روز پاییزه...

    ادامه مطلب